بی تو .... !!!
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
بی تو هر شب عاشقی بارانی ام لاله پژمرده و زندانی ام بی تو در کنج همه دلواپسی بی تو من آغاز یک ویرانی ام
عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
سلام ای ناله بارون سلام ای چشمای گریونسلام روزهای تلخهنوزم دوسش دارمسلام ای بفض تو سینهسلام ای اه آیینهسلام شب های دل کندنهنوز هم ودستش دارم.
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
غبطه می خورم ...به " او "که بیشتر از منکنار تو نفس می کشد...!
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
تک و تنها تو خیابونباز به یاد تو می افتم و ....
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
حتی اگر حرفی هم نبودشماره ام را بگیر و فقط بخندوقتی میخندیزمان می ایستد ودر زیر پوستم انگار پرنده ای برای رهایی پرپر میزند
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
شبیه کودکی نوپا،خواستنت پای دلم را می گیرد،به سختی روی زانوی ظریفش می ایستد و دست های کوچکش را به رویم می گشایدتا در آغوشش بگیرمو تو اینگونه در خاطر من می مانیو من دلم می خواهداین لحظه را بیشتر از خدا عمر کنمو رها چون باد تو را قلمدوش در خیابان های جهان قدم بزنم!
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
نفس ،شاید دلیلی باشدبرای زندگی ،اما بی شک” تـو “بهانه ی آنی
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
نبودنت در من قدم می زند،من زیر ِ باران!تو دور میشوی، من خیس!این دِلبری های ِ بهار است،نیامده دیوانه می کند،... کوچه را از تنهایی...!
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
اگر آمدىبه دلت بد نيارشهر همان شهر استكوچه همان كوچه خانه همان... تنها من،كمى مرده ام .
بی تو .... !!!
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
بی تو هر شب عاشقی بارانی ام لاله پژمرده و زندانی ام بی تو در کنج همه دلواپسی بی تو من آغاز یک ویرانی ام
عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
سلام ای ناله بارون سلام ای چشمای گریونسلام روزهای تلخهنوزم دوسش دارمسلام ای بفض تو سینهسلام ای اه آیینهسلام شب های دل کندنهنوز هم ودستش دارم.
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
غبطه می خورم ...به " او "که بیشتر از منکنار تو نفس می کشد...!
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
تک و تنها تو خیابونباز به یاد تو می افتم و ....
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
حتی اگر حرفی هم نبودشماره ام را بگیر و فقط بخندوقتی میخندیزمان می ایستد ودر زیر پوستم انگار پرنده ای برای رهایی پرپر میزند
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
شبیه کودکی نوپا،خواستنت پای دلم را می گیرد،به سختی روی زانوی ظریفش می ایستد و دست های کوچکش را به رویم می گشایدتا در آغوشش بگیرمو تو اینگونه در خاطر من می مانیو من دلم می خواهداین لحظه را بیشتر از خدا عمر کنمو رها چون باد تو را قلمدوش در خیابان های جهان قدم بزنم!
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
نفس ،شاید دلیلی باشدبرای زندگی ،اما بی شک” تـو “بهانه ی آنی
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
نبودنت در من قدم می زند،من زیر ِ باران!تو دور میشوی، من خیس!این دِلبری های ِ بهار است،نیامده دیوانه می کند،... کوچه را از تنهایی...!
<no title>
-
تاریخ: 1392/2/22 ساعت: 1:12
اگر آمدىبه دلت بد نيارشهر همان شهر استكوچه همان كوچه خانه همان... تنها من،كمى مرده ام .