بی تو هر شب عاشقی بارانی ام
لاله پژمرده و زندانی ام
بی تو در کنج همه دلواپسی
بی تو من آغاز یک ویرانی ام

برچسب:
نویسنده: علی خالقی

برچسب:
نویسنده: علی خالقی
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
غبطه می خورم ...
به " او "
که بیشتر از من
کنار تو نفس می کشد...!
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
تو خیابون
باز به یاد تو می افتم و ....
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
شماره ام را بگیر و فقط بخند
وقتی میخندی
زمان می ایستد
ودر زیر پوستم انگار پرنده ای
برای رهایی پرپر میزند
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
شبیه کودکی نوپا،خواستنت پای دلم را می گیرد،
به سختی روی زانوی ظریفش می ایستد
و دست های کوچکش را به رویم می گشایدتا در آغوشش بگیرم
و تو اینگونه در خاطر من می مانی
و من دلم می خواهداین لحظه را بیشتر از خدا عمر کنم
و رها چون باد تو را قلمدوش در خیابان های جهان قدم بزنم!
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
نفس ،
شاید دلیلی باشد
برای زندگی ،
اما بی شک
” تـو “
بهانه ی آنی
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
من زیر ِ باران!
تو دور میشوی، من خیس!
این دِلبری های ِ بهار است،
نیامده دیوانه می کند،
... کوچه را از تنهایی...!
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
بی تو هر شب عاشقی بارانی ام
لاله پژمرده و زندانی ام
بی تو در کنج همه دلواپسی
بی تو من آغاز یک ویرانی ام

برچسب:
نویسنده: علی خالقی

برچسب:
نویسنده: علی خالقی
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
غبطه می خورم ...
به " او "
که بیشتر از من
کنار تو نفس می کشد...!
برچسب:
نویسنده: علی خالقی
تو خیابون
باز به یاد تو می افتم و ....
برچسب:
نویسنده: علی خالقی